زين العابدين شيروانى

93

بستان السياحه ( فارسي )

آن جناب را بوسه دادم و از سؤال خويش عذرخواهى نمودم ديكر آنكه در همان روز كه جناب مشتاقعلى شاه قدس سرّه را در كرمان شهيد كرده بودند ان بزركوار در شهر اصفهان خبر داد و مخلصان خود را اعلام نمود چون تحقيق كردند چنان بود ديكر آنكه جناب شيخ ما قدس سرّه العزيز مىفرمود كه وقتى از اوقات افضل شاه نام از درويشان هند به شهر اصفهان آمده دعوى باطل نمود و زبان لاف در ترويج فقر خود كشود ان بزركوار بعد از استماع اين كلام بدفرجام بخاطر الهام مآثرش كران آمده فرمود كه درويش افضل بعد از دو سه روز خواهد مرد و جان بجهان آفرين خواهد سپرد فى الواقع چنان شد كه فرموده بود ديكر چون روى توجه به دركاه قاضى الحاجات آوردى اين مناجات بسيار و اين دعا را تكرار كردى كه الهى بهر بلائى كه درويشان را مبتلا خواهى كرد به من عطا كن كه تا ايشان ترا آسوده خاطر ياد كنند زهى جوانمردى كه جهة آسودكى بندكان خدا رنج و زحمت خود را از دركاه الهى خواهانست قطعه رحمه اللّه معشر الماضى * كه به مردى قدم سپردندى راحت نفس بندكان خدا * راحت نفس خود شمردندى آن بزركان چو زنده مىنشوند * كاش اين ناكسان بمردندى و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين ذكر اصطخر بكسر اوّل و سكون صاد و فتح طاء مؤلّفه و خاء منقوطه و سكون راء مدينه معروف و به قدمت بنيان موصوفست از اقليم سيّم آبش از قنات و رود و معتدل و هوايش بكرمى مايل طولش از جزاير خالدات مح و عرضش از خط استوا كج بعضى او را اسطخر و سطخر نيز كويند خوانند اوّل كسى كه آنجا را بنا نمود كيومرث بود بعضى كويند اصطخر ابن كيومرث احداث فرمود و هوشنك بر آن عمارات فراوان بيفزود و طهمورث ابن هوشنك در وسعت آن بكوشيد و جمشيد ابن طهمورث به انجام رسانيد كويند به مرتبه معمور كرديد كه از خفرك الى نهايت را مجرد ده فرسخ طول و چهار فرسخ عرض رسيد و سه قلعهء محكم در سه موضع بلند ساخته مشهور به سه‌بندان بوده و قلعه اصطخر و قلعه شكسته و قلعه شكوان هر سه به كوه واقع شده است و جمشيد در پاى كوه قصر باشكوهى ساخت و عمارات چون بناى محبّت مستحكم طرح انداخت الحق از جمله بدايع روزكار و غرايب آثار ليل و نهار است و با وجود آنكه قرب پنج‌هزار سال بر ان كذشته هنوز آثار آن باقيست و اكر اعداى ملك و ملّت و دشمنان دين و دولت آن عمارات را منهدم نمىكردند كويا هركز مرور دهور و كرور شهور آن را ويران نمىنمود الّا ماشاءالله تعالى راقم كويد اكر آن عمارت را مشاهده نمىكردمى حكايات ملوك عجم را چون رموز حمزه سخنان واهى دانستمى و اخبار ايشان را قبول ننمودمى و مانند شاعران زمان و مورّخان عصر خود كه احوال معاصرين نويسند فهميدمى زيرا كه در تمامت كشور ايران شهرى كه بر وفق قاعدهء مهندسان بطريق شاهى و بشان پادشاهى ساخته باشد مشاهده نكردم بلكه عمارتى كه بقانون حكمت و لايق سلطنت باشد به نظر نياوردم و جميع عمارات ايران بر سبيل اتّفاق و رعيتى است و بلدى كه كجى و راستى و پستى و بلندى و تنكى و كشادى و جوانب اربعهء او را ملاحظه كرده احداث نموده باشند نيست مكر از آثار ايوان كسرى در مداين و عمارت جمشيد در اصطخر معلوم مىكردد كه اين دو شهر را با اسلوب و طريقه هندسه ساخته‌اند صفت آن قصر اينكه در پاى كوه دكّهء ساخته‌اند از سنك سياه و دكّه مربّع اتّفاق افتاده طرف مشرق وى به كوه پيوسته و سه طرف ديكرش كشاده است ارتفاع آن دكه بعض دون بعض از سه كز الى بيست كز تخمينا و سنكهاى عظيم در آن مكان به كار برده‌اند هريك تقريبا يك كز و دو كز و زياده نيز هست و دو پلّه نيز از جانب مغرب از دو طرف ساخته‌اند و سنكهاى طويل و عريض تراشيده در آن انداخته‌اند و دور دكّه قريب به يك ميل مىباشد و بر بالاى آن دكّه عمارات از سنك تراشيده پرداخته‌اند و در مقابل آن عمارات باركاه جمشيد است مشتمل بوده بر چهل ستون از سنك سفيد ارتفاعش قريب نه كز و بر آن عمارات و ستونها چنان نقّارى و كنده‌كارى كرده‌اند كه بر چوب مشكل توان كرد و دو سه جاى آن عمارات خطّى برسم خود نوشته‌اند كسى نتوانست خواند و طايفهء فرنكان نيز اهتمام تمام در دانستن آن خطوط نموده‌اند به مرتبه كه بر اهالى تمام فرنك اعلام نمودند كه هركس آن خط را بخواند و بر ضمير ملوك فرنك اعلام كرداند مبلغ دوازده هزار دينار زر سرخ به آن‌كس انعام كنند در فارس‌نامه آمده كه سنكهاى آن عمارات به مرتبه صلبست كه به‌هيچ‌وجه شكسته نشود و